لطفا صادقانه جواب بده...
اگه نمیخوای آخرین سوال باشه...
برچسب: سوال,
نویسنده: پرهام حیدری
خووووب میتونستی ازم بخوای نرم
میتونستی
شاید من خداحافظی کردم که ببینم تو ازم میخوای نرم یا ن بعدش دیدم که در حد مجازی دوسم داری
ولی خوووووب چیکار میتونم بکنم
من ک به جز تو کسیو ندارم
تنهام میفهمی؟
تنها
راستی یه کم اخلاق داشته باش...
خخخخخخخخخ
در عصر های انتظار به حوالی بی کسی قدم گذار ...
خیابان غربت را بیدا کن ...
وارد کوجه تنهایی شو ...
کلبه غریبی ام را بیدا کن ...
کنار بید مجنون خزان زده ...
و کنار مرداب آرزوی رنگی ام ...
در کلبه را باز کن ...
به سراغ بغض خیس بنجره برو ...
حریر غمش را کنار بزن ...
مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق اشک پشت دیوار تنهایی ام نشسته امــــ ... !
برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری
برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری
تنهایی اجبار نیستـ انتخابه
نبودنـ با تو برای منـ انتقاممه
بـ یـ خـ یـ ا لـ
برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری
همین...
احتمالا سالی یه بار هم بازدید نداشته باشم...

برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری
اما...
بیـ خـــــــــــــــــــــیال
برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری
من اگر عــــاشـــقــانــه می نویسمـ ،
نهـ عاشـــقـــمـ !، نهـ شکست خوردهـ ...
فقط می نویسمـ تا عـــــــــــشــــــــــــــق یاد قلبمـ بمانـد ...!!
در ایـنـ ژرفای دل کندنـ ها و عادتـ ها و هوسـ ها ،
فقـط تمـرینـ آدمـ بـودنـ میکنمـ ..!
برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری
اگر میدانستمـ
در پس هر خنده ای، گریه ای وجود دارد،
هرگز نمیخندیدمـ
واگردرپس هرسلامی،خداحافظی هست،
هرگزسلام نمیکردمـ
واگر میدانستم درپس هر آشنایی، جدایی وجود دارد،
هرگز آشنایت نمیشدمـ
وحالا که خندیدم، سلامت کردم، آشنایت شدم و دوستت دارم،
هرگز فراموشت نخواهم کرد.
برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری